|
شاعر |
|
بی من مرو |
مولانا |
|
زخم و زخمه |
- |
|
جام وصل |
حافظ |
|
شرح پریشانی (مقدمه) |
- |
|
شرح پریشانی (ساز و آواز، درآمد تا قرچه) |
علیرضا بدیع |
|
شرح پریشانی (ساز و آواز، دیلمان تا فرود) |
علیرضا بدیع |
|
شب بارانی (تقدیم به قهرمان کلیدر) |
- |
|
نازنین |
مولانا |
|
پیمان |
مولانا |
|
| |
|
|
میدیا فرج نژاد |
تار ، رسا |
نوید دهقان |
کمانچه |
پاشا هنجنی |
نی |
علی پژوهشگر |
عود |
زکریا یوسفی |
بندیر ، دف ، دهل ، کوزه ، طاس |
| نوید افقه |
تنبک |
| بی من مرو |
| پوشیده چون جان میروی، اندر میان جان من |
سرو خرامان منی، ای رونق بستان من |
| چون میروی بی من مرو، ای جان جان بی تن مرو |
وز چشم من بیرون مشو، ای مشعل تابان من |
| هفت آسمان را بردرم، وز هفت دریا بگذرم |
چون دلبرانه بنگری، در جان سرگردان من |
| وز لطف تو چون جان شدم، از خویشتن پنهان شدم |
ای هستِ تو پنهان شده در هستی پنهان من |
| |
مولانا |
| جام وصل |
| گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم |
ز جام وصل می نوشم، ز باغ عیش گل چینم |
| شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد سوخت |
لبم بر لب نِه ای ساقی و بستان جان شیرینم |
| مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز |
سخن با ماه میگویم، پری در خواب میبینم |
| رموز مستی و رندی زه من بشنو نه از حافظ |
که با جام و قدح هر دم ندیم ماه و پروینم |
| |
حافظ |
| شرح پریشانی |
| غمی دیرینه دارم مرهمی کو |
دلی در سینه دارم همدمی کو |
| به گرد شهر گشتم با چراغی |
مرا دردی است اما مرهمی کو |
| |
| بیاد آور مرا کز یاد رفتم |
به فریاد از سکوت آباد رفتم |
| من آن بیدم که مجنونم تو کردی |
ز یادم بردی و بر باد رفتم |
| |
| میان سینه صد پاره ی مو |
نمیگنجد دل آواره ی مو |
| غمی دارم دوتار زخمی ام کو |
مگر دشتی بسازد چاره ی مو |
| |
| غریق عشق شد این دل دریغا |
از این دریای بی ساحل دریغا |
| نمی خواهد مرا زیبا نگارم |
دریغا عشق بی حاصل دریغا |
| |
| انکار مکن طلعت پیشانی خود را |
پنهان مکن ای عشق مسلمانی خود را |
| بگذار که با موی تو خلوت کنم امشب |
باید به یکی گفت پریشانی خود را |
| |
علیرضا بدیع |
| نازنین |
| ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی |
|
| گاهی ز غم مجنون شدی گاهی ز محنت خون شدی |
| در عشق تو چون دم زدم صد فتنه شد اندر عدم |
|
| ای مطرب شیرین قدم می زن نوا تا صبحدم |
| گفتم که شد هنگام می ما غرقه اندر وام می |
|
| نی نی رها کن نام می مستان نگر بی جام می |
| ای بلبل از گلشن بگو زان سرو و زان سوسن بگو |
|
| زان شاخ آبستن بگو پنهان مکن روشن بگو |
| آخر همه صورت مبین بنگر به جان نازنین |
|
| کز تابش روح الامین چون چرخ شد روی زمین |
| این نیست بر هستی بزن بر عیش و سرمستی بزن |
|
| دل بر دل مستی بزن دستی بزن دستی بزن |
| |
مولانا |
| پیمان |
| کجا شد عهد و پیمانی که میکردی، نمیگویی |
کسی را کو به جان و دل تو را جوید، نمی جویی؟ |
| دل افگاری که روی خود به خون دیده می شوید |
چرا از وی نمی داری دو دست خود نمی شویی؟ |
| مثال تیر مژگانت شدم من راست یکسانت |
چرا ای چشم بخت من تو با من کژ چو ابرویی؟ |
| خمش کن کز ملامت او بدان ماند که میگوید |
زبان تو نمی دانم که من تُرکم، تو هندویی |
| |
مولانا |