قصه غم انگیز موسیقی ما
مشاهده متن مقاله

نگرشی بر جایگاه موسیقی کودک در خانواده و اجتماع
مشاهده متن مقاله

هنر جاودانگی
مشاهده متن مقاله

در سوگ پیر هنر والای سنتور نوازی ایران
مشاهده متن مقاله

امیزه هایی از اصول مکتب اموزش استاد فرامرز پایور
مشاهده متن مقاله

پرویز مشکاتیان فصلی ناتمام در موسیقی ایران
مشاهده متن مقاله

یادداشتی به مناسبت سالروز میلاد استاد محمد رضا لطفی
مشاهده متن مقاله

گزارشی از نشست کنسرت «یاد باد»
مشاهده متن مقاله

همنوا با بم ، متحول کننده ی موسیقی
مشاهده متن مقاله

این اثر متعلق به کیست
مشاهده متن مقاله

مقاله ای از محمدرضا سرشار و جوابیه
مشاهده متن مقاله

تعزیه : ( مقاله اول )
مشاهده متن مقاله

شجریان اسطوره ای که هیچگاه فراموش نمیگردد
مشاهده متن مقاله

از بیرق و بیدق
مشاهده متن مقاله

در وطن خویش غریب
مشاهده متن مقاله

نوگرایی یا تکرار؟
مشاهده متن مقاله

گزارشی از کنسرت پریسا در سوئد
مشاهده متن مقاله

مردان بی ادعای موسیقی ایران زمین
مشاهده متن مقاله

خداسازی در موسیقی ایران
مشاهده متن مقاله

و باز صدای سخن عشق آمد
مشاهده متن مقاله

در وطن خویش غریب

آنچه در روز تشییع پیكر استاد مشكاتیان از زبان برخی از دوستان و یاران ایشان نقل شد كه «مشكاتیان از بی‌توجهی دولت دق كرد و مرد» با كارنامه كاری آن بزرگوار همخوانی ندارد

گرچه امروز این گهر در خاك بود
باك نبود چونكه گنجی پاك بود

باش تا فردا محكّ كردگار
نقد مردان را پدید آرد عیار

(مصیبت‌نامه عطار نیشابوری- ابیات 1751و 2به تصحییح دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی)

بخشی ازشعر معروف قاصدك زنده‌یاد مهدی اخوان ثالث كه اتقاقا در مراسم تشییع زنده‌یاد پرویز مشكاتیان توسط همایون شجریان خوانده شد،[وداع هنرمندان با پیكر مشكاتیان]می‌تواند توصیفی ظریف از وضعیت این هنرمندو اصولا چهره‌های نخبه و نابغه در هر سنخ و سلكی باشد. آنجا كه می‌گوید:

قاصدك در دل من همه كورند و كرند
دست بردار ، از این در وطن خویش غریب.*

غربت مشكاتیان اما تنها ناشی از بی‌اعتنایی دولت نبود، بلكه فعانش از دوستان و هنرمندان هم به هوا بلند بود، چرا كه دولت در ماهیت خود رابطه‌ای عاطفی با هنرمند ندارد، بلكه رابطه دولت با شهروند رابطه‌ای حقوقی است و كارگزاران آن هر از چند گاه تغییر پیدا می‌كنند و در این تغییرات و نوع برخورد‌ها با هنرمندان ، فضایی كلی و شماتیك از سلوك دولتمردان با اهل هنر به دست آنها می‌آید و تقریبا قضاوتی نسبتا كامل از دولت به معنی نهاد آن ، در ذهن و ضمیر اهل هنر نقش خواهد بست.هنرمند در چنین وضعیتی تكلیفش را با دولت روشن كرده است، و به گمانم آقای مشكاتیان در میان تمامی هنرمندان موسیقی سنتی تكلیفش با دولت از همه روشن‌تر بود، وی با خود به این جمع‌بندی رسیده بود كه در هیچ سطحی با دولت همكاری نكند. وقتی آدمی تكلیفش را با طرف مقابل (چه حقیقی و چه حقوقی) روشن كرده باشد، طبیعی است آن را از دایره محاسبات زندگی شخصی‌اش هم كنار می‌گذارد.

شاید برخی این گونه تنزّه طلبی را خوش نداشته باشند، اما نكته‌‌ای این است كه آقای مشكاتیان در محاسبات خود تقریبا دولت را خارج كرده بود.ضمن آنكه اگر به كارنامه‌هنری‌آقای مشكاتیان نگاهی بیندازیم، اوج كاری وی در دورانی اتقاق افتاد كه اتقاقا بر اهل هنر و به خصوص اهل موسیقی فشارهای بیشتری از دهه اخیر وارد می‌شد. در این نوشته قصد تطهیر نوع رفتار دولتمردان با اهل موسیقی را ندارم، بلكه در پی بر روزن افكندن این تناقضم كه آنچه كه در روز تشییع پیكر استاد زنده یاد، پرویز مشكاتیان از زبان برخی از دوستان و یاران ایشان نقل شد كه«مشكاتیان از بی‌توجهی دولت و نوع رفتارش با موسیقی و موسیقی‌دان‌ها دق كرد و مرد»با كارنامه كاری آن بزرگوار همخوانی ندارد.

به تعبیر دقیق‌تر اگر دوران كاری آقای مشكاتیان را به چند بخش تقسیم كنیم، بخش اول و اوج كار وی از سال‌های ابتدایی انقلاب شروع می‌شود و به شكلی پیوسته و مستمر تا سال‌های میانی دهه هفتاد استمرار پیدا می‌كند. برخی از دوستان هم اوج كار آقای مشكاتیان را در همكاری‌ای كه با استاد محمدرضا شجریان داشت می‌دانند،(یعنی تا اوخر دهه شصت و دو سال اول دهه هفتاد) اما كارهای دیگری چون افشاری مركب، مژده بهار( به خصوص قطعه خزان این آلبوم) و یا وطن من( هر سه كار با زنده‌یاد ایرج بسطامی) نشان می‌دهد كه استاد مشكاتیان بدون حضور شجریان هم بر قله ایستاده است و همین چند كار گواهی است بر ظرفیت‌های كاری وی كه به قول مولانا پادشاهی وی در عرصه موسیقی از لشگر و سپاه نیست(خواننده و نوازنده و ...) و نبود، بلكه از ماهیت وجودی وی و ذوق و ظرافت و دانش‌موسیقایی و فرهنگی وادبی وی سرچشمه می‌گرفت.

شاه آن باشد كه از خود شه بود
نی‌ زلشگر‌ها و اسپه شه شود

تا بماند شاهی او سرمدی
همچو عزّ مُلك دین احمدی

مشكاتیان به معنی دقیق كلمه موزیسین مولف بود، و تقریبا هر خواننده و نوازنده‌ای افتخار می‌كرد كه با وی كار كند و در كارش مشاركت ورزد. اگر بخواهم مثال ملموس‌تری بزنم می‌توانم از بهرام بیضایی به عنوان كارگردان- مولف نام ببرم و از كارگردان‌های خارج از ایران به افرادی چون فلینی، كوراساوا، كاپولا و اسكورسیسی كه هر بازیگری با این گروه كار كرد‌، در روایت خود از این همكاری احساسی جز غرور نداشت و اینكه بسی چیز‌ها آموخته است.

بر چنین بنیادی است كه به گمان نگارنده اگر چه مخاطبان موسیقی از عدم همكاری استاد شجریان با زنده‌یاد مشكاتیان بسیار متضرر شدند، اما اگر بخواهیم نوع همكاری این دو را در یك ترازو بگذاریم، آنكه بیشتر ضرر كرد به نظر من استاد شجریان بود و نه آقای مشكاتیان. چرا كه مشكاتیان به گواه آثارش در آهنگسازی كارهای درخشانی بعد از این قطع همكاری ارائه داد، اما شجریان دیگر نتوانست كاری همانند دستان، یابیداد و نوا را تكرار كند.

آقای مشكاتیان البته سخت به اوضاع موسیقی انتقاد داشت و این انتقاد را به خصوص در زمان درگذشت زنده‌یاد بسطامی فریاد كرد:« شرایط جاری و ساری موسیقی امروزه همه را بی‌انگیزه و خانه نشین كرده است . این همه گیجی، و بلاتكلیفی در حوره موسیقی، همه بچه‌ها را از مدار و قوام تاراند وهر كه به دنبال كاری رفت.سرنوشت بسطامی در انتظار همه ماست. هر هنرمندی كه مقداری تفكر و تعهد داشته باشد و به تعالی فرهنگ و موسیقی این سرزمین بیندیشد، چنین آینده‌ای پیش رو دارد و این روند روز به روز بدتر می‌شود و امید به بهبودی در آن نیست(مصاحبه با پرویز مشكاتیان سه روز بعد از زلزله بم و درگذشت ایرج بسطامی روزنامه یاس نو - 8 دی -1382) [برنامه مشكاتیان در چهارمین سالمرگ بسطامی]

اما به نظر می‌رسد با دقت در این اظهار نظرات، ‌انتقاد ایشان تنها متوجه دولت نباشد، ‌بلكه به كلیت پیكره موسیقی نظر دارد و در این میان روابط میان هنرمندان را هم چندان در ایجاد چنین شرایطی بی تقصیر نمی‌داند. روابطی كه خود وی هم با برخی رفتارهایش بر شعله گرفتن آن نفت افشاند.

دوران فترت كاری زنده‌یاد مشكاتیان از سال‌های میانی دهه هفتاد( سال 1375) شروع می‌شود و بعد از‌آن ایشان تقریبا غیر فعال می‌شوند. این در حالی است كه این دوره( دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و وزارت ارشاد آقای مهاجرانی) به گواه اكثر هنرمندان یكی از دوران‌های طلایی هنر و فرهنگ ، به خصوص موسیقی بوده است و اركستر ملی در همین دوره شكل گرفت، اما همین اركستر ملی به گواه آثارش یكبار هم به سراغ آقای مشكاتیان نیامد كه از وی تقاضا كند اثری از وی را در مجموعه كاری خود اجرا كند.

به گمان دوستانی كه مدعی‌اند دولت آقای مشكاتیان را دق داد؟ آیا اركستر و شورای اصلی اركستر ، اگر با استاد مشكاتیان تماسی می‌گرفتند و از وی می‌خواستند اثری از خود را برای اركستر بفرستد، ایشان امتناع می‌كردند؟ شخص نگارنده در همین زمینه با ایشان (حدود یك سال و نیم قبل) صحبت كرد و ایشان تنها نكته‌ای كه گفت این بود كه«اگر كار من شان و شخصیتی دارد و از نظر موسیقایی هم ارزنده است، و مخاطب هم داردو به قول معروف هم عوام خوششان می‌آید و هم خواص می‌پسندند، پس باید به دنبال من بیایند و از من تقاضا كنند و قطعا من مخالفتی نخواهم كرد» (نقل به مضمون)

قصد نگارنده از این سخنان كم انگاشت و تخفیف تلاش استاد فرهاد فخرالدینی نیست، ایشان به حق زحمات فراونی متحمل شدند و همین كه در این وامصیبتا ایستادند و همچنان همین اركستر را سرپا نگه داشتند، ‌اجرشان ماجور و اهل موسیقی وامدار زحمات ایشانند، اما این انتقاد خُرد می‌تواند بر این مجموعه وارد باشد كه اگر كارهای مشكاتیان ایرانی و ملی بودندو این همه طالب در میان خواص و عوام داشتند، چرا اركستر ملی یكبار هم به سراغ ایشان نرفت و از ایشان طلب كاری را نكرد؟

تكلیف ما با دولت و وزارت ارشاد مشخص است،‌آنها ، به خصوص در حیطه موسیقی هیچ گونه برنامه‌ای ندارند،چرا؟ چون هنوز نتوانسته‌اند به لحاظ نظری در زمینه موسیقی به یك جمع‌بندی برسند، و در این زمینه تئوری‌ندارند و هر نهادی كه برای كاری تئوری و نظریه نداشته باشد، طبیعی است كه در مرحله عمل به تشتت و تناقض دچار شود. اما روی سخنم با اهل موسیقی است كه در همین وضعیت، نوع روابط ما اهالی موسیقی با یكدیگر چگونه بوده‌است؟ و حتی این پرسش را به میان می‌كشم كه در آن تامل كنند. ما با آقای مشكاتیان چه كردیم و ایشان با اهل موسیقی چه كرد؟ در یك رابطه اجتماعی كنش‌وواكنش‌ها تاثیر گذارند،‌به گمان من اگر در دق دادن( اصطلاحی كه یكی از دوستان آقای مشكاتیان به كار بردند) مشكاتیان دولت سهمی داشت، ما هنرمندان چه سهمی داشتیم؟ و البته خود آقای مشكاتیان چه سهمی؟ این پرسشی است كه اگر شجاعانه با آن برخورد شود و پاسخی صادقانه را در كنار خود ببیند، شاید بتوان گام‌های بعدی را دقیق‌تر برداشت.در غیر این صورت به قول شاعر:

هر كه نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

--------------------------------------------------------------------------------

* این آلبوم كه حاصل اجرایی درخشان از زنده‌یاد مشكاتیان با استاد شجریان و با تمبك همایون شجریان در اوایل دهه هفتاد در یكی از كشورهای اروپایی بود،‌سال‌ها در وزارت ارشاد خاك و خورد و در نهایت مجوز انتشار نیافت.اگرچه نسخه‌ای نه چندان با كیفیت از‌آن به شكل خصوصی به بازار راه یافت و دست به دست كپی شد تا باز هم متضرر واقعی ماجرا هنرمندان باشند.

منبع : سید ابوالحسن مختاباد
 
بیوگرافی سایت های مرتبط گالری مقالات آثار اخبار بیوگرافی خانه