شجریان اسطوره ای که هیچگاه فراموش نمیگردد
بروز اتفاقات و حوادث اخیر در کشورمان باعث واکنش بسیاری از گروهها و جناح های سیاسی گردیده است و با عث گردیده است تا موضع بسیاری از افراد در قبال این گونه حوادث مشخص گردد . اما بغیر از واکنشها ؛ بازداشتها ؛ حمایت و یا عدم حمایت گروههای سیاسی و افراد وابسته به جناح های مخالف و موافق ؛ سایر مردم جامعه نیز بی تاثیر از این حوادث نبوده اند . حوادثی که خانواده های بسیاری را بی اطلاع از سرگذشت کنونی فرزندان و اعضای خانواده کرده است .
در این بین عده اندکی از هنرمندان نیز که تعداد آنها به اندازه انگشتان دست هم نمیرسد ، جسته و گریخته واکنشهایی را نشان داده و مخالفتهایی را با این حوادث نمودند . اما محمدرضا شجریان متفاوت تر از بقیه بود . محکوم نمودن رسانه ملی ، سخنان بی پرده و در عین حال کاملا منطقی ، حضور در جمع اعتراضات مردم ، لغو کنسرتهای داخل کشور و تحریم نمودن آن و اجرای قطعه آهنگی برای معترضان و سخنان اخیر ایشان در شبکه تلویزیونی صدای آمریکا همه دلیلی است بر مردمی بودن این استاد آواز ایرانی .
استاد محمدرضا شجریان اگرچه در این مدت با سخنان خود تمامی خطرات و عواقب احتمالی ناشی از این حرکات را به تنهایی بر دوش خود گرفتند اما ثابت نمودند که همپای مردم ایران هستند و بر این نکته واقفند که هر آنچه دارند از مردم است و هم اکنون نیز باید با مردم باشند ؛ و از این روست که محبوبترین هنرمند ایرانی لقب گرفته اند .
مردم نیز به تبع واکنشهای این بزرگمرد موسیقی ایران با خرید آخرین آلبوم ایشان با عنوان رندان مست قدر شناس حمایتهای استاد آواز ایران گردیدند .
اما در این بین نیز هنرمندانی بودند که واکنشی در مورد اتفاقات و حوادث اخیر نشان نداده و تنها نظاره گر بودند . چاوشیانی که انتظار بیشتری از آنان میرفت تا با همراهی مردم کشورشان همانند روزگاران گذشته , چاوشی دیگر را خلق نمایند .
آنچه که شغل یک هنرمند و وظیفه ایشان را در قبال مسئولیتی که بر عهده گرفته است متفاوت تر از بقیه می نمایاند همراهی با توده مردم و جامعه است و نه فقط ارائه چند آلبوم موسیقی . این وظیفه را محمدرضا شجریان به درستی انجام داد و به تنهایی خالق جنبشی گشت که نام او را بیش از پیش ماندگار کرد .
همراه گشتن این بزرگمرد با مردم ایران زمین بسیار قابل ستایش و تحسین برانگیز است و بسیار جای خرسندی دارد که با توجه به تعدد هنرمندانی که هر آنچه دارند همه از خیر وبرکت حضور و حمایت مردم است ، بزرگمردی با درک این واقعیت به تنهایی بار تمامی هنرمندان را بر دوش خود کشید .
پس از تحریم رسانه ملی توسط محمدرضا شجریان ونیز مصاحبه ایشان با شبکه های ماهواره ای خارجی و نیز اجرای قطعه ای برای درگذشتگان حوادث اخیر بسیاری از علاقه مندان ( و نه هنرمندان ) به موسیقی ایران زمین از این حرکت ایشان دفاع کردند و عده ای دیگر نیز در نقطه مقابل طرفداران به بدگویی علیه ایشان پرداختند . برخی روزنامه های طرفدار دولت نیز برچسبهایی همچون مهره استعمار را به ایشان نسبت دادند و کاریکاتور ایشان را ترسیم نمودند .
جدای از اینکه محمدرضا شجریان نیز به عنوان یک انسان حق انتخاب و اعتراض دارد باید این نکته را نیز در نظر گرفت که ایشان به عنوان هنرمندی که سالهاست برای موسیقی ایران زمین خون دل خورده اند و این هنر را زنده نگاه داشته اند قابل احترام و ستایش اند و کشیدن کاریکاتوری توهین آمیز نه تنها بر اعتبار موسیقی ایران زمین لطمه وارد می نماید بلکه در نظر نگارنده توهینی است به موسیقی اصیل و گناهیست نابخشودنی . که متاسفانه بازهم هیچکدام از مسئولان هنری و هنرمندان در این زمینه هیچ واکنشی نشان ندادند که باز جای تاسف دارد .
اما دسته ای دیگر از علاقه مندان به موسیقی که حرکت استاد شجریان را نادرست خوانده و بر این باورند که ایشان مدیون این رسانه هستند و شهرت و اعتبار ایشان و هر آنچه دارند از خیر وبرکت !!! رسانه ملی است ؛
برای این دسته از دوستان توضیحاتی کوتاه در مورد برخی سئوالات پیش آمده را از دید خود بر ایشان ارائه میدهم تا شاید با دیدی باز تر نسبت به این گونه قضایا تفکر نمایند و نتیجه گیری لازم را انجام دهند :
1- برخی دوستان از سخنان استاد زمانیکه در مصاحبه با شبکه بی بی سی انجام داده اند اینگونه بیان مینمایند که چرا ایشان باید از پخش صدایشان از صدا و سیما شرمشان شود مگر این صدا را مردم نمیشنوند ؟ ایشان با این سخن به علاقه مندان خود توهین !!!! کرده اند .
آندسته از دوستانی که این سخنان را بیان می نمایند باید به این نکته توجه داشته باشند که رسانه ملی برای پخش آثار هنری ؛ از هنرمند اجازه گرفته و سپس اقدام به پخش آثار نمایند . حق پخش آثار هنری مقوله ایست که در بیشتر کشورهای دنیا اجرا میگردد و هر رسانه ای برای پخش اثر هنرمندی آن اثر را از ایشان خریداری می نماید و حقی رابرای پخش این اثر به هنرمند پرداخت می نمایند .مگر آنکه آن اثر در استودیوی صدا و سیما ضبط گردیده باشد که استاد نیز تاکنون هیچ اثری را در صدای وسیمای جمهوری اسلامی ایران و به سفارش آنها اجرا ننموده اند .
چه بسا ؛ شبکه های رادیویی و تلویزیونی با پخش اثری از هنرمندان محبوب سعی در جذب مخاطبین از این طریق را دارند .
علاقه مندان به یک هنرمند میتوانند با کمی جستجو نسبت به خرید آثار هنرمند محبوبشان اقدام نمایند تا همیشه تمامی آثار ایشان را با کیفیتی بالا در اختیار داشته باشند.
دوستداران و علاقه مندان خود بر این نکته واقفند که جنگ و جدل اهالی هنر با رسانه ملی بر سر چرایی عدم نمایش سازها به چه زمانی بر میگردد .
با اینکه که مسئولین صدا و سیما خود نیز بر این باورند که نمایش ساز در تلویزیون نمیتواند هیچ گونه مشکلی را ایجاد نماید با این حال نتوانسته اند تاکنون دلیلی منطقی در رابطه با عدم نمایش سازها در سیما را به مردم ارائه دهند . تاسف انگیز تر آنکه به جای ساز تصاویری نامربوط و ناموزون اعم از گل و گیاه و گلدان در حین اجرای موسیقی ارائه گردد .
2- برخی دیگر از هموطنان نیز اینگونه بیان می نمایند که چرا استاد با شبکه های خارجی و مخالف نظام مصاحبه انجام داده اند .
در پاسخ به این دوستان نیز باید عنوان نمود محدودیتهای اعمال شده از جانب صدا و سیما و نیز نگاههای یک بعدی این رسانه ( که جانبداری و حمایتش از گروهی خاص را همه در جریان انتخابات به عینه دیدیم ) باعث گردیده است تا امکان انجام مصاحبه در رسانه ملی وجود نداشته باشد . البته با توضیحاتی که در بند اول بدان اشاره گردید عملاً به هیچ وجه دیگر نمیتوان سخنی را با صدا و سیمای ایران داشت .
3- عده ای دیگر بر این اعتقادند که واکنشهای اخیر استاد شجریان همگی برنامه هایی از پیش تعیین شده بودند . برنامه هایی که توسط افراد خاصی مدیریت گشته و اجرای آن بر عهده محمدرضا شجریان و چند هنرمند دیگر بوده است .
در پاسخ به این ادعای دوستان باید اینگونه عنوان نمود که ذات هنر و شخصیت هنرمند بسیار والاتر از بازیهای کثیف سیاسی است . روح یک هنرمند آنقدر لطیف است که طاقت دیدن صحنه های کشتار جوانانی که قربانی بازیهای سیاسی گشته اند را ندارد و بر خود واجب میداند که به نوعی خود را در این اعتراض شریک نماید .
این بدور از انصاف است که هنرمندی با به خطر انداختن موقعیت خود همراه مردم گشته و برخی نیز به ایشان برچسبهایی بچسبانند که به هیچ و جه لایق این بزرگان نیست .
ارائه قطعه آهنگهای اعتراضی در حمایت از مردم و معترضان ؛ روزنه امیدی است برای پا برجا نگهداشتن جنبشی مردمی .
4- برخی نیز بیان می نمایند که چرا ایشان در این زمان اقدام به تحریم رسانه ملی نموده و چرا قبلا این کار را نکرده بودند ؟
این عزیزان نیز باید توجه داشته باشند که محمد رضا شجریان سالهاست با صدا و سیمای ملی مشکلاتی را دارد و بارها نیز به مسئولان وقت گوشزد نموده است که آثارش را بدون اجازه از ایشان پخش ننمایند نمونه آن در سال 1374 بوده است که طی نامه ای از رئیس وقت سازمان در خواست نموده اند تا آثارشان در صدا و سیما پخش نگردد اما در آن زمان نیز توجهی به این درخواست ایشان نگردید . قبل از انقلاب نیز ایشان مشکلاتی را با رسانه ملی داشتند و این مشکل همانند سابق وجود دارد .
خوانندگان عزیز باید توجه داشته باشند که نه تنها استاد شجریان بلکه تمامی هنرمندان هیچگاه شهرت و محبوبیت خود را مدیون صدا و سیما نمیتوانند باشند چراکه رسانه ملی میتواند تنها تعداد بسیار معدودی از آثار و قطعات هنرمندی را پخش نماید . سایر آثار هنرمندان تنها توسط مهارت و تبحر خود هنرمندان است که محبوب گشته و مورد توجه مخاطبین قرار میگیرد .
...و اما جای بسی تاسف که همکاری بزرگان هنر ایران زمین همانند گذشته نیست ، همگی در گوشه ای گروهی جوان را دور خود جمع کرده و غافل از محیط اطراف خود , یا به برگزاری کنسرتهای خود در خارج از کشور مشغولند و یا به فکر تولید آلبومی جدیدند که این عمل در شان و منزلت یک هنرمند نیست و شایسته است هنرمندان نیز اندکی فعال تر در صحنه حاضر گردند . حداقل انتظاری که از آنان میرود این است که هنرمندان دیگر را که در اینگونه صحنه ها حضور پر رنگ تری دارند حمایت نموده و در قبال توهینها و ناملایمتی ها ؛ از خود واکنش نشان دهند .
و البته برای خانه موسیقی و دست اندرکارانش باید بیش از سایرین تاسف خورد که اینگونه در مقابل هر توهینی به این دردانه موسیقیدانان کشورمان سکوتی معنادار را پیشه خود نموده اند . . .
منبع :