قصه غم انگیز موسیقی ما
مشاهده متن مقاله

نگرشی بر جایگاه موسیقی کودک در خانواده و اجتماع
مشاهده متن مقاله

هنر جاودانگی
مشاهده متن مقاله

در سوگ پیر هنر والای سنتور نوازی ایران
مشاهده متن مقاله

امیزه هایی از اصول مکتب اموزش استاد فرامرز پایور
مشاهده متن مقاله

پرویز مشکاتیان فصلی ناتمام در موسیقی ایران
مشاهده متن مقاله

یادداشتی به مناسبت سالروز میلاد استاد محمد رضا لطفی
مشاهده متن مقاله

گزارشی از نشست کنسرت «یاد باد»
مشاهده متن مقاله

همنوا با بم ، متحول کننده ی موسیقی
مشاهده متن مقاله

این اثر متعلق به کیست
مشاهده متن مقاله

مقاله ای از محمدرضا سرشار و جوابیه
مشاهده متن مقاله

تعزیه : ( مقاله اول )
مشاهده متن مقاله

شجریان اسطوره ای که هیچگاه فراموش نمیگردد
مشاهده متن مقاله

از بیرق و بیدق
مشاهده متن مقاله

در وطن خویش غریب
مشاهده متن مقاله

نوگرایی یا تکرار؟
مشاهده متن مقاله

گزارشی از کنسرت پریسا در سوئد
مشاهده متن مقاله

مردان بی ادعای موسیقی ایران زمین
مشاهده متن مقاله

خداسازی در موسیقی ایران
مشاهده متن مقاله

و باز صدای سخن عشق آمد
مشاهده متن مقاله

در سوگ پیر هنر والای سنتور نوازی ایران

بهمن رجبی*


«زندگی بدون عشق، جهنمی بیش نیست وهنر والای تنبک نوازی به عنوان یکی از شاخه های زیبایی از تجلیات عشق است،عشق به انسانیت به معنا و مفهوم وسیع کلمه»

در فرهنگ مثلما انتقادی ما اینطور جا افتاده است که اگر ازکسی – حال به هر دلیلی- خوشمان بیاید تمام محسنات اخلاقی را به او نسبت میدهیم و اگر از کسی – حال به هر دلیلی – بدمان بیاید بی رحمانه تمام سیئات اخلاقی را به او نسبت میدهیم ، به عبارت دیگر، طرف مربوطه را یا سیاه سیاه می بینیم یا سفید سفید! در حالیکه بین دو رنگ سیاه و سفید طیف های مختلفی از رنگها وجود دارد که شناخته شده ترین آنها عبارتند از: خاکستری ، سبز ، نارنجی و ...

من به عنوان یک منتقد: اگر 38 سال تمام با بعضی از دست اندر کاران موسیقی ایران – از جمله زنده یاد فرامرز پایور– در افتادم (آن هم از نقطه نظر جامعه شناسی هنر در کشورهای عقب نگهداشته شده) و عقاید و نظریات خودم را در سخنرانی ها و نوشته هایم در مخالفت با اندیشۀ آنان مطرح کرده ام ، آیا این به این معناست که من از زجر کشیدن زنده یاد پایور طی 10 سال روی دستگاهی به نام صندلی چرخدار، لذت برده ام ؟ آیا این به این معناست که من به عنوان یک مخالف ، باید از رنج بردن 10 سالۀ ایشان و بالاخره ، مرگش خوشحال باشم آن هم در حیطۀ مقدس هنر، که به قول زنده یاد احمد شاملو: «وسیلۀ تعالی اندیشه است» و آنگاه تجلی آن اندیشه در گفتار و کردار و نوشتار ؟

زنده یاد پایور- پیشکسوت هنر والای سنتور نوازی- از نقطه نظر موسیقایی از بزرگان موسیقی ایران است و فقدانش ، باعث ریزش اشگ از چشمان میگردد و ... باری، همانطور که اگر آن پیر مرد – زنده یاد حسین تهرانی – نبود ما هم نبودیم ، اگر زنده یاد فرامرز پایورو زحماتش نبود امثال پرویز مشکاتیان و رضا شفیعیان و ... هم نبودند .       یاد و خاطره اش گرامی

با احترام : بهمن رجبی (تنبک نواز ) 12/10/1388

نقل از شماره 105 مجله هنر موسیقی

* این نوشته و سروده ی زیر از طریق جناب بهمن رجبی به وبلاگ واصل گردید و امر معلم بزرگوار مبنی بر انتشار آن اطاعت گردید. / عطانویدی

برای بهمن رجبی

در دور دست دور

در شهر سوت و کور

آنجا گه باغ عاطفه آتش گرفته بود

آنجا که باد قحطی انسان وزیده بود

مردی نشسته بود تننها و خسته جان

گم کرده کاروان

تنها تر از درخت تک افتاده در کویر

بر لب سرود سرد و غم افزای انتظار

در دل هزار حسرت دیرینه یادگار

بر دوش، بار یار

این سو نگاه کرد

آن سو نگاه کرد

چیزی ندید و گفت:

اینجا نه جای ماست

کو جای پای یار؟

 هدیه ای از طرف یک آشنای درد، در اقتفای این بیت حافظ:

باده و مطرب و گل، جمله مهیاست ولی – عیش بی یار، مهنا نبود یار کجاست؟

 
بیوگرافی سایت های مرتبط گالری مقالات آثار اخبار بیوگرافی خانه